مداد رنگی

نوشته شده در موضوع خرید آموزش نقاشی مداد رنگی در ۲۷ آذر ۱۳۹۳
مداد رنگی

 

پشت صحنه ی دلم

 

یک اتاق کوچک است

هر طرف نگاه می کنی

یک عروسک است

گربه سیاه کاغذی زودتر سلام می کند به جوجه ها

گرگ روی دستکش

دست می دهد

با تمام بره ها

هرکدام از پرنده های سایه ای

روی شانه های یک مترسک نجیب

چندتا گرفته است کس یادگاری عجیب

من که فکر می کنم

زندگی

توی یک جهان بی تفنگ واخم وقهر

چاره اش فقط

دوستی ومهربانی عروسکانه است

زندگی ناب کودکانه است .

حسین تولایی

 

 

شانه های تخم مرغ  دلشان می خواست در زندگی شان تغییری ایجاد کنند آخر می دانید که اصولا هر موجودی از تغییر خوشش می آید بنابراین چه کار کردند خودشان را سپردند به دست چند تا پسر باهوش وباهدف وزرنگ وخلاق ،سریچ به عنوان دستیار همکارشان شد وبچه های مشتاق هی ورز دادند وورز دادند نتیجه چی شد ؟؟ یک مربی علاقه مند هم اومد وراهنمای مسیر شد .ها ؟اسم مربی رو می پرسید ؟حوصله کنید خوب ،خانم ساره وفا هستند .خمیر کاغذ ها زیاد شدند وشدند یه چندتا عروسک بانمک . عروسکها اعتراض کردند آخه لباس نداشتند !!! پسرهای زرنگ وکدبانو !!!!!!!!!!شدند یه پا خیاط باشی ،دوختند ودوختند تا عروسک های مارو این طوری خوش تیپ کردند حالا فکر کنید این تولید عروسکا از چه زمانی شروع شد ؟زمانی که ننه سرما هنوز سرکار بود وبهار برایش اسفند دودنکرده بود،خلاصه عروسکا آمده شدند اما دلشان همزبانی می خواست بیچاره ها نه اینترنت داشتند ونه موبایل دیگه خودتون قضاوت کنید که دلشون می خواست یه عالمه حرف بزنند اما چه طوری وکجا ؟ خوب معلومه باید سرکار می رفتند تا بتونند حرف بزنند آنها رفتند توی یک نمایشنامه !!مشغول کار شدند اسم محل کارشان هم “نخودی وغول سرما “بود . این عروسکا همچنان دارند کار می کنند البته با شریک هایشان یعنی اعضای پسر کانون پرورش فکری شماره ۶ اراک .  

 

 

 

Article source: http://markaze6.blogfa.com/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code