نقاشی های من…

نوشته شده در موضوع خرید اینترنتی در ۰۴ دی ۱۳۹۴

بخوان این آخرین شعری که با یاد تو میگویم

و با هر جمله اش صد ژاله میریزم

که آن تک لاله ی گلزار الفت را

دگر هرگز نمی بویم….

چو میدانم تورا زین پس نخواهم دید

ودیگر من گلی از باغ گلهایت نخواهم چید

 

 

بخوان این آخرین شعری که با یاد تو میگویم

دو چشمم خیره بر یک نقطه از دیوار

نگاهم مات و بی روح است

و دل سرشار از اندوه است

که زین پس رخ زیبای تو تصویر قاب چشم مشتاقم نخواهد بود….

 

 

دوصد لعنت بر این بدرود

بدان که شاید در شعرم نگنجی باز

و با مرغی دگر شاید کنی پرواز

ولی من آشیان عشق پاکت را

به رسم یادگاری پاس خواهم داشت

و در هر گوشه اش تک بوته های یاس خواهم کاشت….

 

 

منم شاید زمانی با دلی دیگر در آمیزم

و شاید تا ابد از عشق بگریزم

ولی نام تورا از هر درخت مهر که

در باغ دلم رویید در آویزم

به یادت باز میگریم

به یادت باز میخندم

ولی من آن روزن خاطرات با تو بودن را بدان هرگز نمیبندم…

 

 

بخوان این آخرین شعری که با یاد تو می گویم

اگر در این زمان دنیا غم انگیز است

اگر گلزار عشق و مهر هم در خواب پاییز است

به جان تو من آرزو دارم

که فردا در دل پاک و پر از مهرت

نسیمی خوش از بهار آید

دوباره لاله ی عشقی به بار آید

 

 

خــــــــــــــداحافظ تــــــــــورا زین پس در ســــــیـنه می جویم

بـــــــــــــخوان ایـــــــن آخـــــــرین شعری که با یــــــــاد تـــو می گویم

 

 

 

 

Article source: http://manonaghashi74.blogfa.com/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code