تاریخچه هنر نگارگری

نوشته شده در موضوع خرید اینترنتی در ۱۳ خرداد ۱۳۹۵
تاریخچه هنر نگارگری



هنر نگارگری

نخستین تصاویر به دست آمده از این نوع نقاشی برگ‌هایی از کتاب ارژنگ است که توسط مانی تصویرگری شده، که با یک روند آرام و تنها تفاوت‌هایی در اجرا، تا زمان کمال‌الدین بهزاد ادامه یافته است. البته برای اهل فن، تفاوت‌ها، قابل شناسایی و آشکار است اما برای مخاطبان عام این نوع نقاشی‌ها، تنها در موضوعاتش، چون حماسی بودن، درباری بودن، تغزلی بودن یا مذهبی بودن با یکدیگر فرق دارند.

بی شک کمال‌الدین بهزاد از هنرمندان جسور در زمان خود بود. وی حدود ۱۴۵۵م در هرات به دنیا آمد.بهزاد در کودکی زیر نظر میرک نقاش تربیت یافت و توانست نقاش کتابخانه سلطان حسین بایقرا شود.

 پس از فتح هرات توسط شاه اسماعیل صفوی، بهزاد به تبریز منتقل شد و در دربار صفوی مشغول به کار شد. آنچه بهزاد در آثارش به آن توجه کرد و تا پیش از او در نقاشی‌های ایرانی دیده نمی‌شد، پرداختن به موضوعات مردم کوچه و بازار بود که معروف‌ترین آنها، نگاره «ساختن قصر خورنق» است. بهزاد در این اثر دست به اقدام دیگری زد که ادامه راه وی را در آثار هنرمندانی چون رضا عباسی می‌توان دید. این اقدام، دقت در به تصویر کشیدن حرکات بدن و تناسبات بود، آنچه که تا پیش از وی در مینیاتورها دیده نمی‌شد. در آثار وی تلاش برای استفاده از پرسپکتیو و سایه روشن، البته به شکلی محدود و نامحسوس دیده می‌شود که در مجموع می‌توان حرکت به سوی واقع بینی (رئالیستی) را دید.

مهم‌ترین اتفاق در این زمان تاریخی، آن طرف مرزها، در ایتالیا به وقوع پیوسته و آن اینکه رنسانس در اروپا متولد شده است، اروپا تصویرسازی‌های قرون وسطی را پشت سر گذاشته و وارد فضای نقاشی‌های دیواری و تخته‌ای در ابعاد بزرگ می‌شود. بنابراین با حضور کمال‌الدین بهزاد در دو دربار تیموریان (مکتب هرات۲) و صفویان (مکتب تبریز)، می‌توان تغییر تصویرگری‌های پیش از وی و پس از وی و شکل‌گیری نگارگری جدید در ایران را از مینیاتورهای قبلی دید که به مکتب بهزاد معروف شد.

وی در سال ۱۵۳۵م. در هرات از دنیا رفت و در جوار زیارتگاه سید عبدالله مختار به خاک سپرده شد.پس از بهزاد، رضا عباسی ساختارشکن‌ترین هنرمند دوره خود شد، وی تمام سنت‌های پیشین رایج در مکاتب تبریز و هرات را شکست و آثاری پدید آورد که بعدها پیروان خود را پیدا کرد که به مکتب «رضا عباسی» معروف شد. بزرگترین اقدام عباسی در نقاشی استفاده از تک فیگورها در صفحه کاغذ بود که تا پیش از آن به ندرت به این موضوع پرداخته می‌شد. با توجه به اینکه در قرن ۱۱ هجری قمری اروپاییان در ایران رفت و آمد داشته و آثار غربی وارد کشور شده بود، رضا عباسی درگیر سایه‌پردازی و پرسپکتیو غربی در نگاره‌های خود نشد، بلکه با استفاده از قلم، خطوط را با ضخامت‌های مختلف می‌کشید. وی در آثارش به طبیعت توجه کامل نشان می‌دهد. در آثار رضا عباسی کمتر با تعدد فیگورها رو به رو هستیم و حالات عاطفی اشخاص در نگاره هایش نکته قابل تأملی است. وی در ۱۰۴۴ هجری قمری (۱۶۳۵م. ) از دنیا رفت. پس از عباسی، افضل الحسینی، محمد قاسم، یوسف و محمد علی سبک وی را دنبال کردند.

در ادامه تغییر مینیاتور ایرانی به نگارگری مدرن،محمد زمان بن حاجی یوسف قمی نیز یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان بوده است. وی در سال‌های ۱۶۵۰ تا ۱۶۹۴ یا تا ۱۷۰۱ میلادی فعال بوده است. محمد زمان به دلیل کپی‌های آزادانه از نقاشی‌های غربی، نقش بسزایی در ترویج فرنگی‌سازی نگارگری ایرانی داشته، یعنی استفاده از پرسپکتیو و سایه‌پردازی در آثار، به گفته پژوهشگران، وی نخستین نقاش ایرانی است که از رنگ روغن روی بوم استفاده می‌کرد.

در قرن ۱۲ هجری، روند فرنگی‌سازی در نقاشی ایرانی به کندی پیش می‌رفت، اما از کیفیت نگاره‌ها نیز کاسته شده بود. در دربار، شیوه مینیاتورها با تغییراتی جزئی، حفظ شده بود و در بازار، تک چهره‌های زنان، زوج‌های دلداده، مجالسی از منظومه‌های عاشقانه و روایات مسیحی طرفداران خود را پیدا کرده بود. در دوره حکومت زندیه نقاشی ایرانی به سمت فضایی که امروزه نقاشی قاجار می‌نامیم پیش رفت. زنان چاق با چهره گرد و چشمان درشت، مردان با چهره گرد و بدون ریش و موی تنک، زنان با پیراهن نازک، شلوار گشاد و نیم‌تنه بلند و پر دکمه و مردان با جبه‌ای چسبان بر تن و شالی بر کمر و عمامه بلند یا کلاه پوستی یا سر پوشی شبیه کلاهک زنان بر سر از ویژگی‌های بارز این دوره است.

اما جالب‌ترین اتفاق در فضای نگارگری ایرانی، شکل‌گیری نقاشی زیرلاکی (نقاشی آبرنگ روی لایه‌های به هم چسب خورده کاغذ، تخته یا خمیر کاغذ و پوشش یافته با لایه‌های پیاپی جلای شفاف) است. تزئین اشیایی چون قلمدان، قاب آینه، جلد کتاب، صندوقچه جواهر و سینی نیز بسیار باب شده بود.در زمان قاجار آنچه به عنوان نقاشی ایرانی می‌شناختیم کمتر به چشم می‌خورد. ترکیب فضای سنتی با غربی، مکتب نقاشی قاجار را به وجود آورد. دیوارنگاری در این دوره شروع شده و تغییر ابعاد در آثار دیده می‌شود. زمانی پیش از این نقاشی‌ها بر صفحات کاغذ به منظور تصویرگری کتاب کشیده می‌شد، اما در این دوره با ابعاد بزرگ آثار رو به رو هستیم. نقاشی‌ها روی پرده‌های بزرگ و نقش بر دیوارها نصب می‌شد. نقاشی روی بوم، مد و طرفداران پرتره، زیاد می‌شود. گل و مرغ‌سازی نیز در این دوره رایج شده است که ریشه‌های آن به دوره سلجوقی و صفویه می‌رسد. البته گل و مرغ در دو قرن اخیر یکی از شاخه‌های نگارگری ایرانی به حساب می‌آید.

پیش از این در نگاره‌های ایرانی، عالم بالا و درونی، بی‌زمانی، رنگ‌های تخت، ترکیب ‌بندی‌های دایره‌ای و حلزونی و غیره (در کل فضای معنوی) مطرح بود. اما نقاشی‌های دوره قاجار به محیط بیرونی، ترکیب ‌بندی‌های رنسانسی، پرسپکتیو، سایه روشن و غیره (نقاشی‌های مادی) می‌پرداخت. البته یکی از مهم‌ترین مواردی که بر نگارگری سنتی ایران تأثیر گذاشت و باعث تغییر کلی آن شد، ورود دوربین عکاسی به ایران در زمان ناصرالدین شاه قاجار بود. صنعت چاپ نیز رواج یافت و تصویرگری کتاب دوباره رونق گرفت. چاپ سنگی نیز حرفی برای گفتن پیدا کرده بود.

در این دوره نقاشانی چون ابوالحسن خان غفاری معروف به صنیع الملک، محمد غفاری معروف به کمال الملک و محمود خان ملک الشعرا (صبا) فعالیت می‌کردند.صنیع الملک تصویرگری کتاب هزار و یک شب را به شیوه چاپ سنگی اجرا کرد. کمال الملک شیوه کلاسیک غربی را وارد نقاشی ایران کرد. صبا، نقاشی مردمی و لطیف بود که بین فضای سنتی قاجاری و کلاسیک کمال الملکی اثر خلق می‌کرد.

اما آنچه به عنوان نگارگری جدید می‌شناسیم با هادی تجویدی رقم خورد. وی در سال ۱۲۷۲ هـ . ش. در اصفهان به دنیا آمد، با پایه‌گذاری «مکتب مینیاتور تهران» حلقه اتصالی میان هنر نگارگری سنتی با نسل امروز ایجاد کرد. وی علاوه بر اینکه نگارگری را از حاج میرزا امامی آموزش دید، شیوه کلاسیک غربی را نزد کمال الملک یاد گرفت. تجویدی بیشتر موضوعات ملی را نقاشی می‌کرد. در طبیعت‌سازی با آبرنگ به مقام استادی رسید. وی نخستین معلم مینیاتور به سبک جدید در مدرسه صنایع قدیمه «هنرستان عالی و هنرهای ایران» بود. تجویدی با اضافه کردن سایه روشن به چهره تصاویرش و استفاده از پرسپکتیو سبب تحول در نگارگری شد.

حسین بهزاد نیز در ایرانی کردن نگارگری بسیار تلاش کرد. به سال ۱۲۷۳ هـ . ش به دنیا آمد. وی نگارگری را به اوج خود رساند. شیوه رایج تصاویر مغولی در مینیاتورهای ایرانی را که همه به یکدیگر شبیه بودند به کلی تغییر داد و شکل‌های ایرانی را وارد آثارش کرد.وی از ریزه کاری‌ها در مینیاتورهای پیشین پرهیز کرد و حالات و روحیات را در نقاشی هایش به تصویر کشید. از سایه‌روشن در نگارگری استفاده کرد. ابعاد کوچک مینیاتورها را شکست و نگارگری در ابعاد بزرگ را ارائه داد. بهزاد نگارگری را به مسیر خود بازگرداند و تأثیرات آثار روسی و فرنگی را از نقاشی ایرانی پاک کرد.

محمود فرشچیان دیگر نقاشی است که بر فضای نقاشی ایرانی، تأثیری عمیق گذاشت.مهمترین ویژگی آثار فرشچیان، قدرت قلم و استواری خطوط قلم‌گیری در آثارش است که باعث شهرت وی شده، در آثار وی خطوط منحنی و دوار بیشتر به چشم می‌خورد.

 

منبع: ایران / صبا موسوی

 

 

Article source: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=284812

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code