تابلوی نقدینه خراج یا باج

نوشته شده در موضوع خرید اینترنتی در ۱۱ آذر ۱۳۹۵
تابلوی نقدینه خراج یا باج


یکی از آثار تاثیرگذار در هنر رنسانس، تابلوی نقاشی نقدینه خراج یا باج اثر هنرمند ایتالیایی مازاتچو است که باتیستا آلبرتی در کتاب خود با عنوان “در باب نقاشی”، به شرح آن پرداخته است.

نقاشی “نقدینه خراج”۱ توسط مازاتچو۲، هنرمند رنسانس و با تکنیک فرسک، در نمارخانه “برانکاتچی۳ در کلیسای سانتاماریا دِل کارمینه۴ در فلورانس تصویر شده است.

تابلوی نقدینه خراج

مازاتچو (۱۴۰۱-۱۴۲۸) از جمله هنرمندان ایتالیایی دوران اولیه رنسانس است که با نقاشی های خود توانست نقش بسزایی در سیر روند تحولات رنسانس ایفا کند.
در تابلوی نقدینه خراج یا باج، مازاتچو، انبوهی از پیکره های انسانی را در کنار فضای معماری با دورنمایی از طبیعت کوهستانی و ساحل دریا تجسم بخشیده است.

به طور کلی در این تابلو موارد زیر قابل مشاهده است:
در سمت راست تابلو، دو مرد ، یکی با لباس کوتاه قرمز و دیگری با ردای زرد در حال داد و ستد چیزی هستند. مرد با ردای زرد دارای هاله تقدس است.

در سمت چپ، مردی با هاله تقدس و در حال نشسته تصویر شده که دهان یک ماهی را گشوده و ردای زرد رنگی نیز در کنارش قرار دارد.
در میانه تصویر نیز پیکره هایی دور هم حلقه زده اند. به غیر از یک مرد با لباس کوتاه قرمز، الباقی پیکره ها با هاله تقدس هستند. فردی که در میانه این جمع ایستاده و ردایی آبی بر تن دارد، با توجه به چهره، حضرت مسیح است. رنگ لباس وی به خوبی بیانگر شخصیت اوست؛ لباسی قرمز که در ردایی آبی پیچیده شده است یعنی پیکره زمینی که در هاله ای از روح آسمانی جای گرفته است.
در دو سویه مسیح، همان دو مرد سمت راست تابلو (با توجه به رنگ البسه) ایستاده اند و الباقی افراد، ناظر بر این گفتگو هستند. نوع اشاره دست حضرت مسیح به گونه ای است که گویا چیزی را به مرد سمت چپ خود امر می کند. با توجه به آن که گفتیم ایشان همگی دارای هاله تقدس هستند پس می توان حدس زد که نقاش در حال ثبت لحظه ای از زندگی حضرت مسیح و حواریون است.

تصویر شماره ۲

تابلوی نقدینه خراج یا باج

از نظر وضعیت قرارگیری نقاشی، مازاتچو تدبیری اندیشیده که مخاطب در وضعیتی قرار گیرد که گویی چند پایی بالاتر از سطح زمین نمازخانه و در هوا ایستاده است. “مازاتچو به منظور حفظ نظم و ترکیب بندی کادر در شکل مطلوب و موازی قرار گرفتن آن با سطح دیوار، زاویه دید طبیعی ناظر را از کف نمازخانه نمی توانسته است پیش چشم داشته باشد، لذا ناچاریم بیننده را در وضعیت ایستاده در بالا در نظر بگیریم.”۵
با توجه به استفاده از بنای معماری در سمت راست تابلو، می توان گفت نوع پرسپکتیو بکار رفته در نقاشی، پرسپکتیو خطی و از نوع تک نقطه است . اگر خطوط مورب بنا را ادامه دهیم، نقطه تلاقی آن ها در جایی بالای سر مسیح به هم می رسند که در واقع تاکیدی ضمنی توسط هنرمند، بر پیکره اصلی و کلیدی تابلو است.
در مقاله گذشته گفتیم که آلبرتی غایت اثر هنری را ایستوریا می داند. با توجه به این نکته می توان اذعان داشت که پرسپکتیو خطیِ نامحسوس که نقطه مرکزی را در بالای سر مسیح چینش می کند و در واقع مسیح را کانون ماجرای روایت قرار می دهد ، همان ایستوریای تصویر است.
حال که بررسی عناصر بصری و تصویری تابلو به پایان رسید پرسش اساسی که در نقد تابلو راهگشا است این است که هنرمند قصد تجسم کدام روایت از کتاب مقدس را در سر داشته است؟
با توجه به آموزه های مسیحی و روایات کتاب مقدس انجیل، داستان به روزی اشاره دارد که عیسی مسیح و حواریونش به پای دروازه شهری می رسند که رومی ها بر آن حکومت می رانند. مامور رومی (مرد با لباس قرمز کوتاه) از ایشان طلب پرداخت مالیات می کند، چرا که بر اساس قوانین رومی، هر فردی که بخواهد به شهر وارد گردد، ملزم به پرداخت عوارض مالیاتی است. در این زمان تنی چند از حواریون لب به شکوه می گشایند اما حضرت مسیح خطاب به ایشان می گوید “آنچه از آنِ سزار است به او واگذارید و آنچه از آن خداوند به خودش”. به تعبیری دیگر هم مالیات بپردازید و هم خداوند را عبادت کنید. این دو عمل با یکدیگر تعارض ندارند. همین نکته اخلاقی ٓ دینیِ مستتر در تابلو، ایستوریای مورد نظر آلبرتی است.
برای پرداخت پول، مسیح از پطرس (مرد با ردای زرد) می خواهد که پول را از دهان ماهی بیرون آورد. در گوشه سمت چپ تابلو، پطرس را می بینیم که به دستور مسیح در حال جستجوی سکه در دهان ماهی است. در سمت راست تابلو پطرس پولِ بیرون آمده از دهان ماهی را به عنوان عوارض مالیات به مامور رومی پرداخت می کند.

تصویر شماره ۳

تابلوی نقدینه خراج یا باج

با توجه به توصیف بالا، نوعی “همزمانی” در نقاشی وجود دارد؛ یعنی پطرس سه بار و مامور مالیاتی دوبار در تابلو تجسم شده اند.
ترکیب بندی اثر، که به تعبیر آلبرتی از سنخ ترکیب بندیهای چندپیکره ای ۶ است، نه چنداننقاش و نه بسیار شلوغ است. هنرمند توانسته با چینش به جای عناصر در صفحه نقاشی، به نوعی تعادل نظام مند در اثر دست یابد.
مازاتچو برای روایت تصویر، با بکارگیری روش همزمانی، تلاش کرده تا دو واقعه مهم و اساس قصه و یک رویداد فرعی را توأمان تجسم بخشد. هرچند از نظر آلبرتی، وی وحدت زمان را زیرپا گذاشته ، اما بکارگیری مناسب ترکیب بندی توانسته کلیت پرده را یکپارچه جلوه دهد، بطوریکه اگر کسی روایت را بداند، کل نقاشی برایش مفهوم خواهد بود.
از سویی بکارگیری بنای معماری در کنار فضای طبیعت، حرکات صحیح بدن و صورت، طرح کلی و نورپردازی صحنه، از چنان انسجامی برخوردار است که سبب شده آلبرتی در کتاب خود با عنوان “در باب نقاشی”، از این اثر به عنوان نمود کاملی از نظریات خود نام برده و به شرح آن بپردازد.
پی نوشت:
۱-  The Tribute Money
2-  Masaccio
3-  Brancacci Chapel
4-Santa Maria del Carmine
5- هاید مایر، ورنر (۱۳۸۹) تاریخ تاریخ هنر، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر، ص۱۲۹٫
۶- quadri storiati


 

Article source: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=309284

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code