پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی CPTED

نوشته شده در موضوع خرید اینترنتی در ۲۸ آذر ۱۳۹۵

رسال شده توسط:مهدی پاشایی

پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی CPTED

CRIME PREVENTION THROUGH ENVIRONMENTAL DESIGN

مهدی پاشایی ………………………….دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا وجرم شناسی دانشگاه شهید بهشتی

مهدی کاروند………………………….. دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق جزا وجرم شناسی دانشگاه شهید بهشتی

(با استفاده از کتاب پیشگیری از جرم از طریق معماری و شهر سازی دکتر محمد رضا رحمت)

توجه به ارتباط بین محیط مسکونی و ساختار شهرها و افزایش ایمنی آن از طریق بهبود در طراحی محیط مقوله ای است که در بسیاری از کشورها توجه لازم به آن نشده است. در واقع زمانی که بحث از استاندارد های  شهر سازی و معماری  می شود معماران و شهرسازان به دنبال راه حل های فنی و مصالح لازم در بالا بردن استحکام فیزیکی آن می گردند و یا حداکثر جلوه های ظاهری و داخلی نماها مورد توجه قرار می گیرد.

حال از آنجا که جرایم در بستر مکان رخ می دهد، طراحی مناسب محیط،  که در قالب معماری و شهرسازی نمود می یابد، راه حل مناسبی در پیش گیری از وقوع جرم می باشد.

از رو در این مبحث به دنبال پاسخ مناسب به این سوال هستیم که چه ارتباطی میان اماکن مختلف مسکونی به لحاظ وضعیت فیزیکی ساخت و رفتارهای انسان وجود دارد؟ چه ارتباطی میان محیط و رفتارهای مجرمانه افراد وجود دارد؟ آیا وضعیت ساختاری شهری و اماکن مسکونی در بروز جرم تاثیر دارد؟

محیط می تواند بر رفتار به صورت عام موثر باشد و از این طریق تاثیر غیر مستقیم بر وقوع جرم خواهد داشت.شناسایی مکان های متعدد برای ارتکاب بزه در شهرها و تلاش برای پیشگیری و کاهش میزان جرم، اهمیت به سزایی در مقطع کنونی دارد.

دلایل علاقه و توجه فزاینده ای به پژوهش های مربوط به مکان و جرم در محافل علمی جهان:

۱: افزایش قابل توجه میزان جرم و ناهنجاری در شهرهای جهان

۲: پیشرفت های فنی ابزار های پژوهش

۳: توسعه علمی نظریه های مکانی جرم در بررسی های جرایم

به طور کلی بررسی جرم و جنایت در محیط شهری با یکی از دو روش تحلیل زیر انجام می گیرد

۱: تحلیل همبستگی: در این شیوه رابطه اعمال مجرمانه با برخی مشخصه های فردی، اجتماعی، اقتصادی و کالبدی شهر سنجیده می شود

۲: تحلیل فرصت های جرم: در این شیوه ویژگی هایی که برای یک مجرم بالقوه مناسب و مفید برای ارتکاب جرم، مورد تحلیل قرار می گیرد.

درباره موضوع تاثیر محیط بر وقوع جرم باید به این مسئله اشاره داشت که هرچند عوامل زیادی در وقوع جرم تاثیر گذار هستند ولی باید توجه داشت که این عوامل در کنار سایر عوامل باعث ایجاد انگیزه و قصد مجرمانه در فرد می گردند. به عبارت دیگر تا زمانی که فرصت ارتکاب آسان و بی دغدغه جرم از یک طرف و نیز عدم حفاظت و حمایت فیزیکی از بزه دیده یا موضوع بزه از طرف دیگر، برای مجرم، ارتکاب جرم با ریسک بسیار پایین را فراهم می سازد، نمی توان از وقوع بزه توسط بزهکار جلوگیری کرد.

در واقع پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط فیزیکی به دنبال این مساله هستیم که از طریق تغییر در شرایط هدف مورد جرم و نیز از دسترس قرار دادن آن نسبت به بزهکار و افزایش هزینه ارتکاب جرم، وقوع جرم را به حداقل برسانیم.

بسیار اتفاق می افتد که مجرم از یک نقطه خاص می گذرد ولی مطمئنا به دنبال نقطه مناسب دیگری جهت انجام فعل مجرمانه خود می رود به گونه ای که امکان وقوع جرم مورد نظر وی با خطرات و هزینه پایین تری وجود داشته باشد. این همان چیزی است که اصطلاحا به آن جابجایی گفته می شود. جابجایی جرم یک ایراد اساسی در این نوع از پیشگیری است. البته در پاسخ میتوان گفت تصمیم به ارتکاب بسیاری از جرایم، یک تصمیم کور نیست، بلکه تا حد زیادی به شرایط و موانع اطراف بستگی دارد.

چنانچه خواهان پیشگیری همه جانبه و فراگیر از جرم در جامعه از طریق طراحی محیطی فیزیکی باشیم،بلید تمام جوانب و سطوح در نظر گرفته شود و تنها به پیشگیری مقطعی آن هم در مناطق جرم خیز، اکتفا نکنیم. سوالی که مطرح است این است که آیا می توان در مورد هر جرمی از طریق طراحی محیط فیزیکی به پیشگیری از جرم نایل شد؟

بررسی جرایم بر اساس موضوع جرم:

طبق طبقه بندی کلیه جرایم، جرایم به سه دسته: جرایم علیه اشخاص، جرایم علیه اموال و جرایم علیه امنیت تقسیم می شود

جرایم علیه اشخاص: این نوع از جرایم جزء جرایم هیجانی و یا اتفاقی قرار می گیرند که در این حالت بحث پیشگیری از طریق طراحی محیطی تا اندازه  زیادی منتفی می گردد.

جرایم علیه اموال: در بسیاری از این جرایم از آنجا که مرتکب دست به اقدام منطقی نزده و محاسبه سود و زیان خود را نمی کند، اقدامات پیشگیرانه از طریق طراحی محیط ناکار آمد می گردند.

جرایم علیه امنیت: به طور کلی می توان گفت تصمیم مجرمانه به ارتکاب هر جرم تابع شرایط  و عوامل خاص خود است که شناخت آنها به نوبه خود، تاثیر به سزایی در معرفی امکان و نحوه پیشگیری آن وجود دارد

طراحی محیط فیزیکی از طریق تاثیر بر رفتار می تواند انگیزه مرتکب را تا حد زیادی تحت تاثیر قرار می دهد از طریق هدایت انگیزه و کنترل آن می توان ارتکاب جرم را به حداقل رساند.

بررسی جرم بر اساس فرصت ارتکاب جرم:

۱: جرایم کینه توزانه

در این حالت فرد سعی داردتا از طریق ورود خسارت به فرد دیگر، حالت درونی و روانی خویش را ارضا کند. این جرایم را می توان به دو دسته جرایم آنی و جرایم با سبق تصمیم تقسیم کرد. در جرایم آنی استفاده از محیط فیزیکی جهت پیشگیری کارایی چندانی نخواهد داشت. اما در جرایم باسبق تصمیم می توان از طریق طراحی محیط اقدام به پیشگیری از وقوع جرم نمود. در جرایم کینه توزانه معمولا استفاده از طراحی محیط نتیجه بخش نیست.

در این گونه موارد فرد در پی آنست که به هر قیمتی  جرم را مرتکب شده بنابراین در این قبیل موارد ایجاد موانع فیزیکی  نه تنها از وقوع جرم جلوگیری  نمی نماید بلکه بر عکس باعث تحریک و عصبانیت بیشتر وی شده و جرمی شدید تر از جرم مدنظر فرد را باعث گردد.با این حال در اینگونه جرایم،طراحی محیطی و ایجاد موانع فیزیکی فقط میتواند اندکی، وقوع جرم را به تعویق اندازد و در صورت مجهز بودن پلیس و نهاد های جرم یابی می توان به دخالت به موقع و جلوگیری از جرم، توسط پلیس خوش بین بود.

۲: جرایم فرصت مدارانه

این نوع از جرایم، جرایمی هستند که فرد به دنبال فرصت و موقعیت مناسب می گردد و هر کجا که فرصت و موقعیت مناسب پیدا نماید، دست به ارتکاب جرم خواهدزد و طبیعی است که در این حالت، ارتکاب جرم به هر قیمتی نیست بلکه ارتکاب جرم حداقل خطر و هزینه می باشد. در مورد این جرم شاید بتوان ادعا نمود که ایجاد موانع فیزیکی بهترین راه جلوگیری و پیشگیری از وقوع جرم باشد.

۳: جرایم کینه توزانه به همراه جستجوی فرصت

در این نوع جرایم منظور از ارتکاب جرم انتقام و کینه توزی است اما باید توجه داشت که این انگیزه به ان حد نیست که فرد انجام عمل را به هر قیمتی بخواهد. در این موارد فرد همیشه به دنبال یک فرصت مناسب جهت ارتکاب جرم می باشد. بنابراین چنانچه وی فرصت مناسب جهت ارتکاب عمل مجرمانه خود را به دست نیاورد از ارتکاب ان منصرف می شود. در مورد اینگونه جرایم از انجا که فرد قصد ارتکاب جرم را روی موضوع خاصی دارد می توان با استفاده ابزار اجتماعی و فرهنگی وی را از ارتکاب جرم باز داشت و به وی اطمینان داد که در صورت مداخله پلیس و دستگاه قضائی،عدالت واقعی در  بسیاری از موارد به طور نسبی اجرا خواهد شد.

نظریات جرم شناسی مرتبط با محیط:

۱: نظریه ارتباط جرم با تراکم جمعیت

۲:نظریه ارتباط جرم با منزلت های اجتماعی و اقتصادی

۳:نظریه طبقه بندی واحد مسکونی

۴: نظریه محیط فقر

۵: نظریه مکان ویژه

۶: نظریه محیط مساعد

۷: نظریه نواحی آسیب پذیر

۸: نظریه پنجره های شکسته

۹:نظریه نمایش جغرافیایی

۱۰: نظریه مکان های جرم خیز

۱۱: نظریه  طراحی در برابر جرم

۱۲: نظریه فضای قابل دفاع در برابر جرم

۱۳:نظریه انتخاب منطقی

۱۴: نظریه الگوی جرم

۱۵: نظریه فعالیت روزمره

۱۶: نظریه پیش گیری از جرم از طریق طراحی محیطی((CPTED

تقریبا از دهه ۱۹۷۰ ،دیدگاه و ابزار زیادی برای فهم رابطه مکان و جرم مطرح شده است. نظریه پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیط از این جمله دیدگا ه ها است. اندیشه های جفری و جاکوبز در شکل گیری و توسعه این نظریه حائز اهمیت است.

نوع کاربری و ساخت و ساز شهری در نوع و میزان جرایم موثر است. در محدوده یا درون مشروب فروشی ها، قمارخانه ها، سالن های استخر، ساختمان های بدون سکنه آمار جرم بالاست. از طرفی برخی فضاهای شهری مانع وقوع جرم می شوند. به عنوان مثال: اماکن با نور پردازی مناسب، دید و چشم انداز خوب ساختمان، حصار، پرچین، نرده و یا نصب تابلو و علامت های هشدار دهنده و نگهبانی از عوامل مهم در کاهش جرم محسوب می شوند.

نگرش CPTED راهبرد های زیر را برای طراحی مناسب محیط شهری و کاهش جرم ارائه داده است.

۱: تعیین قلمرو مالکیت:

مردم با احساس مالکیتی که نسبت به اموال خود دارند، از آن محافظت می کنند.قرار دادن دیوار، حصار، نرده، تابلو و علایم هشدار دهنده، حریم فیزیکی مناسبی هستند که حدود مالکیت را مشخص می کنند. لذا با تعیین مالکیت های شخصی می توان موانعی بر سر راه مجرمین و متجاوزین ایجاد نمود.

۲: مراقبت های معمولی:

بدون شک یک مجرم نمی خواهد در حال ارتکاب جرم دیده شود. داشتن دید مناسب از درون ساختمان ها و یا نور پردازی بهتر، به شکل موثری می تواند مراقبت های طبیعی معابر، خیابان ها و حریم اطراف منازل و ساختمان ها را افزایش داده، میزان جرم را کاهش بدهد.

۳: فعالیت حمایتی:

ترغیب مردم به برخی فعالیت هادر فضاهای عمومی مانع بروز جرم است، وجود یک فضای تفریحی و ورزشی مثل زمین بسکتبال داخل پارک، احساس مالکیت و تشریک مساعی و نظارت عمومی را در مردم بیشتر کرده و از وقوع جرایم بکاهد.

۴: کنترل و نگهبانی:

چنانچه ورودی مجتمع های ساختمانی، پارکینگ های عمومی، ادارات و مراکز تفریحی به طور مناسب کنترل و نگهبانی شوند، خود به خود فعالیت مجرمین محدود شده و جرایم کمتر اتفاق می افتد.

شناخت فضاهای غیر قابل دفاع و اصول عملی بر قابل دفاع کردن فضاها

در پیش گیری از وقوع جرم، نظریه فضاهای قابل دفاع، در خصوص کاهش فرصت های جرم به بحث می پردازد. از این رو شناخت این فضاها از اهمیت بسیاری برخوردار است. در اینجا ابتدا به بررسی نظریات اولیه چگونگی پیشگیری از وقوع جرم از طریق طراحی محیط و سپس به بررسی نظریات نسل دوم خواهیم پرداخت.

نظریه های محققین cpted : نسل اول:

نظریات مرتبط با پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی با اندیشه های الیزابت وود شروع شد. از جمله نظریات مهم نسل اول عبارتند:

۱: استفاده از تسهیلات رفاهی:

در اوایل دهه ۱۹۶۰ ،جامعه شناس آمریکایی الیزابت وود به بحث و تحقیق در مورد مسکن پرداخت. او بر نیاز به مدیرانی تاکید کرد که بتواند دوستانه و از نزدیک با شهروندان کار کنند و افکار خود را بر پیشرفت فیزیکی و طراحی مجدد فضاهای دولتی و نیمه دولتی متمرکز کنند.

۲: نظریه استفاده از الگوی قدیمی طراحی خیابان ها:

از نظر جان جاکوبز در خصوص نقش پیشگیرانه خانه های جدید تنها در صورتی موفق خواهیم بود که از الگوهای قدیمی خیابان ها با مصارف پیچیده پیروی کنیم. وی به منظور نشان دادن این موضوع که چگونه پیشرفت های جدید خانه سازی با شکست روبه رو شده اند، توجه خود را به وقوع بالای جرم معطوف کرد.

۳: نظریه فضاهای قابل دفاع:

اسکار نیومن، در کتاب خود با عنوان فضای قابل دفاع وپیشگیری از جرم با استفاده از طراحی شهری، نظریه های خود را بر اساس دستیابی به آمار مربوط به شکل فیزیکی خانه سازی در نیویورک قرار داد. تاکید اصلی نیومن،بر فضای قابل دفاع بود. فضاهای قابل دفاع نیومن، چهارعضو اصلی طراحی داشت. این عناصر به صورت جداگانه یا در کنار هم در مفهوم فضای قابل دفاع نقش داشتند. این مفاهیم عبارتند از:

۳٫۱: قلمرو:

نیومن معتقد بود که با استفاده از حصارهای واقعی یا نمادین، می توان محیط های مسکونی را به مناطقی تقسیم بندی کرد و با استفاده از این عبارت، می توان ساکنین را کنترل کرد که این حصارها به طور ضمنی در ذهن سایر افراد این باور را ایجاد می کند که این محدوده من است.

۳٫۲: نظارت:

نیومن یکی دیگر از عناصر تشکیل دهنده فضاهای قابل دفاع را نظارت طبیعی می داند. از نظر وی، نظارت طبیعی را می توان از طریق طراحی ایجاد کرد. که در این خصوص مواردی را پیشنهاد میدهد، که می توان به موارد ذیل اشاره داشت:

۳٫۲٫۱: در خصوص پنجره ها، باید به این نکته توجه داشت که پنجره ها نباید تنها به دلیل زیبایی در داخل ساختمان قرار داده شده باشد بلکه باید بتوان از طریق آنها مراقب فضاهای داخلی و خارجی ساختمان بود.

۳٫۲٫۲: ورودی جلوی ساختمان باید رو به خیابان باشد. این ورودی باید به گونه ای باشد که با عبور عابرین پیاده و راننده ها، بتوان هر چیز جالبی که اتفاق می افتد را دید.

۳٫۲٫۳: پله های اظطراری باید شیشه ای بوده و در خارج از ساختمان قرار گرفته باشند که از این طریق بتوان عابرین پیاده را در جلوی ساختمان مشاهده کرد.

۳٫۲٫۴: تصویر ساختمان به این معنی که به نظر نیومن چنانچه ساختمانی در یک محل به گونه ای ساخته شود که شکل و نمای کاملا متفاوت نسبت به بقیه ساختمان ها داشته باشد می تواند جلب توجه کند

۳٫۲٫۵: نیومن همچنین به این مطلب اشاره دارد که خانه های مسکونی باید در کنار تسهیلات تجاری و اجتماعی باشند. این موضوع به پیشرفت امنیت در یک منطقه کمک می کند. از نظر وی پارک ها و زمین های بازی باید به گونه ای باشند که از داخل خانه قابل رویت باشند. از این رو این مناطق نباید چندان از خانه ها و مناطق مسکونی دور باشند.

۴: نظریه توزیع جرم:

پاتریشیا و برانتینگهام به این نتیجه دست یافتند که نیمی از بزهکاران در یک منطقه بزرگ، مانند شهر یا یک ناحیه خاص،بیشتر به صورت مخفی زندگی میکنند تا علنی. آنان به این مساله پی بردند که تفاوت چشمگیری بین محوطه های خاص و تعداد جرایم صورت گرفته وجود دارد، اما این تفاوت ها در این مناطق توزیع شده بودند. آنها به بررسی این موضوع پرداختند که جرایم در کجا رخ میدهد و آیا بین محیط اطراف تمایزی وجود دارد.

۵: نظریه مدیریت افراد و محیط:

ران کلارک در کتاب خود تحت عنوان طراحی عاری از جرم راهبردهای مختلفی در خصوص جلوگیری از جرم ارائه داد. استراتژی های  پیشنهادی او عبارتند از:

۵٫۱: استفاده از مواد سخت و پنجره های محکم

۵٫۲: جابجایی و انتقال هدف برای مثال تلفن های خراب را میتوان از محل خود برداشت

۵٫۳: کاهش مزایا برای بزهکاران به عنوان مثال کالاهای ارزشمند را با حک کردن کدپستی و شماره خانه مشخص کرد این کار باعث میشود که فروش اجناس دزدی مشکل شود

۵٫۴: مراقبت و نظارت رسمی که از طریق پلیس و موسسات امنیت خصوصی انجام داد

۵٫۵: مدیریت محیط به عنوان مثال جلوگیری از تجمع درصد بالایی از جوانان در یک مجتمع و عدم رفت وآمد عموم در جایی که مغازه ها بسته است.

نظریه های محققین cpted نسل دوم:

در دوره دوم، می توان به نظریه هایی از این قبیل اشاره کرد:

۱: نظریه معماری عامل تعیین کننده رفتار:

کلمن در کتاب خود به بررسی و تحقیق در مورد ساختمان های بلند و آپارتمان های دوبلکس پرداخت و مسائلی از قبیل ریختن زباله، دیوار نویسی های مستهجن، خشونت و آسیب های جنسی را مورد مطالعه قرار داد. تحقیقات او نشان داد که هرچه طرح های ضعیف تری در یک منطقه ساخته شده باشند، مشکلات اجتماعی شایع تر خواهد بود.

۲: نظریه بهبود منظره:

گرانلاند با بررسی پروژه های مختلف پیشنهاد می کند که طراحی بیشتر باید به شکل های سنتی پیشرفت نماید. وی نشان داد که فضاهای خارجی که به خوبی سازمان یافته باشند و منظره بهتری نسبت به در ورودی داشته باشند، بهتر می توانند از وقوع جرم و تخریب جلوگیری کنند.

۳: نظریه کوچک سازی محله ها:

این نظریه در سال ۱۹۷۲ ، توسط گری کلولند مطرح گردید وی به بررسی طرح سلخت محیط به عنوان اولین اقدام ایجاد جوامع پایدار و سالم پرداخت. وی اقدام به بررسی استانداردهای طراحی محیط فیزیکی و ارتباط آن با زندگی افراد کرده است. این استانداردها عبارتند از:

۳٫۱: اندازه منطقه

۳٫۲: فراهم آوردن تسهیلات به خصوص کلوپ هایی برای جوانان

۳٫۳: حضور ساکنین شهر

۳٫۴: مسئولیت ساکنین شهر

۳٫۵: اهمیت مکان های ملاقات شهری که بدون آنها اماکن شهری خالی و خطرناک خواهد بود

وی برای رسیدن به این استانداردها پیشنهاد می کند که محله ها را باید کوچک تر ساخت.

۴: نظریه ترکیب فضا:

بیل هیلیر به بررسی اصلاح مناطق شهری از طریق طراحی شهری پرداخت. وی نظرات خود را در قالب تئوری ترکیب فضا مطرح ساخت. ترکیب فضا، ابزار توضیح دیدگاه های اجتماعی در رابطه با روابط بین رفتار انسان و استفاده از فضا است. وی بیان داشت که مهمترین عامل در بررسی معماری، ویژگی های قابل رویت نمی باشد بلکه باید به ویژگی ها و تاثیرات طراحی غیر عینی نیز توجه داشت.

مفهوم فضاهای بدون دفاع:

فضاهایی که ساختار آنها ارتکاب اعمال مجرمانه را راحت می کند، فضاهای بدون دفاع نامیده می شوند. فضاهای بدون دفاع، مکان هایی هستند که به کسی تعلق ندارند و کسی از آنها نگهداری و مواظبت نمی کند و از دیدها محفوظند، بنابراین فضاهای دنج و مطمئنی برای فعالیت های غیر مجاز محسوب می شوند. به عنوان مثال: زیر پل های شهری، داخل گذرهای زیرزمینی، پل های هوایی، زمین های متروکه، خرابه ها و …..

انواع کارکرد های فضاهای بدون دفاع از کم ضررترین عملکرد تا پرضررترین:

۱:حاشیه نشینی

۲: کارتن خوابی

۳: گذاشتن زباله

۴: ادرار در فضای باز

۵: تکدی

۶: محل تجمع ولگردان

۷: انواع سرقت ها

۸: تعرض به زنان و دختران

۹: قتل

هر فرم فضایی، پذیرای نوع خاصی از آسیب هاست. بنابر این هرآسیبی در هر فضایی اتفاق نمی افتد. به طور مثال، یک جیب بر به فضای پرازدحام نیاز دارد در صورتی که یک معتاد برای استفاده از مواد مخدر به فضایی نیاز دارد که دنج بوده و قابل رویت نباشد. با توجه به ساختار و فرم فیزیکی فضا، می توان گونه های مختلفی از فضا را ارائه نمود و کارکردهای هر کدام را با عنایت به هر گونه خاص برشمرد.

گونه های فضاهای بدون دفاع:

۱: نداشتن متولی یا عدم حضور مالک: تجمع ولگردان و استفاده از مواد مخدر

۲: ساختمان نیمه تمام ومتروکه: تصرف مردم به عنوان سرپناه، اعمالی که نیاز به اختفاء دارند،استفاده از مواد مخدر

۳: رویت ناپذیر بودن، فضای گم: زور گیری، تجاوز، آزار و اذیت مخصوصا دختران

۴: کنج ها: گذاشتن زباله، توقف جوانان بیکار

۵: طرح های در دست اجرا یا رها شده: استعمال مواد مخدر

۶: نبود روشنایی: کیف قاپی، سرقت

۷: سطوح L و U شکل کوچه ها و خیابان ها: گذاشتن زباله

۸: زیرگذرها و زیر پل ها: استفاده از مواد مخدر، قمار، کارتن خوابی

۹: فضاهای بدون کارکرد یا دارای کارکرد متناوب: فضاهای مقابل ادارات، درب خروجی سینما که در ساعاتی از روز دارای کارکرد بوده و در ساعاتی کارکرد خود را به علت تعطیل بودن از دست می دهد

در اینجا ذکر دو نکته در مورد گونه های فضای بدون دفاع ضروری است:

۱: این گونه ها می تواند در یک یا چند کارکرد مشترک باشند

۲: علاوه بر گونه های ذکر شده،گونه هایی از این فضا نیز وجود دارد که ترکیبی از چند گونه فضای بدون دفاع هستند که آنها را گونه های ترکیبی می نامند.

شناخت اصول قابل دفاع نمودن فضاها:

در بحث پیشگیری از جرم از طریق معماری و شهرسازی، باید طراحی محیط به گونه ای باشد که مجرم سود و بهره ای را که از نتیجه مجرمانه خود انتظار دارد، دست نیافتنی و غیرقابل صرفه ببیند. بنابراین در بحث CPTED موارد ذیل مدنظر قرار می گیرد:

۱: افزایش ریسک جرم ناشی از ارتکاب جرم با افزایش احتمال کشف و دستگیری

۲: افزایش تلاش برای موفقیت در دست یافتن به امکان ارتکاب جرم از طریق افزایش مدت زمان حصول نتیجه و نیاز به بکار بردن انرژی و امکانات بیشتر برای دست یابی به هدف

۳: به حداقل رساندن منفعت حاصله از ارتکاب جرم

۴:  کاهش و تحت کنترل خود درآوردن شرایطی که باعث ایجاد رفتارهای ناهنجار می شود

برای دست یابی به اهداف فوق، معماری چهار اصل فوق را پیشنهاد می کند. این اصول باعث کاهش فرصت ارتکاب جرم شده و امنیت جامعه را افزایش می دهد. چهار اصل مهمی که در پیشگیری از وقوع جرم از طریق معماری و شهر سازی موثرند عبارتند از:

۱:نظارت:

نظارت اعم از طبیعی یا با استفاده از وسایلی از قبیل دوربین مدار بسته می تواند باعث کاهش فعالیت های مجرمانه گردد.

سه سازوکار اصلی وجود دارد که میتوان برای تسهیل مراقبت طبیعی استفاده کرد

۱٫۱: استفاده متنوع از ساختمان: تنوع استفاده افراد را از خانه ها به خیابان می آورد و مراقبت طبیعی را افزایش می دهد

۱٫۲: طرح و منظره ساختمان: با ایجاد یک طرح مناسب می توان ضمن پایین آوردن هزینه، امکان نظارت طبیعی یک ساختمان را افزایش داد. به عنوان مثال: اضافه کردن پنجره های بیشتر و قرار دادن ساختمان ها روبروی هم به گونه ای که همسایگان بتوانند از آن طرف خیابان مراقب یکدیگر باشند.

۱٫۳: استفاده از نور و روشنائی: این امر باعث می شود با افزایش احساس تحت مراقبت بودن، ارتکاب جرم کاهش یابد.

۲: کنترل ورودی ها:

کنترل ورودی ها، شامل استفاده از یک سری موانع فیزیکی و یا سمبلیک می باشد که بیانگر یک نوع محدودیت برای ورود برخی افراد است. چنین موانعی ممکن است نمادین مانند دیوار های کوتاه، وجود چشم انداز کافی و یا واقعی بوده و به یک خانواده یا تمامی ساکنین اختصاص داده شده باشند.

۳: تقویت حس قلمرو:

نیومن، این فرض را مطرح کرده است که جرم در فضاهای عمومی که به امر خاصی اختصاص نیافته اند بیشتر است. اگر ساکنان بر یک منطقه نظارت داشته باشند و نسبت به آن منطقه احساس مالکیت داشته باشند باعث کاهش ارتکاب جرم در فضاهای عمومی می باشد. مهندسان معماری می توانند با خصوصیات درونی و همچنین خصوصیات بیرونی ایجاد حس قلمرو کنند. یک راه برای انجام این کار، استفاده از موانع عینی مانند قفل درب ها، حصارها و موانع نمادین مانند چندین پله یا گذرگاه های سرپوشیده است.

۴: محافظت از سیبل های جرم:

معمار می تواند میزان وسعت تلاش و اقدامات لازم برای ارتکاب جرم از جانب مجرم را تحت تاثیر قرار بدهد. در واقع می توان گفت معمار می تواند با بکارگیری موانع و تجهیزات مادی یا غیر مادی درصدد تقویت بزه دیدگان بالقوه برآید. استفاده از شیشه های ضد گلوله، قفل های با حساسیت بالا، نرده کشی پنجره هاو… نمونه هایی از حمایت و حفاظت از آماج های جرم به شمار می روند. محکم سازی سیبل ها جهت افزایش تلاش برای ارتکاب جرم، یکی از واضح ترین تکنیک هایی است که معماری با استفاده از آن می تواند از وقوع جرم جلوگیری کند.

حفاظت از آماج ها و سیبل ها برای جلوگیری از وقوع جرم می تواند از طریق یکی از راه های ذیل باشد:

۱: کاهش فرصت اعمال خرابکارانه

۲:  استفاده از مواد با پوشش های سخت

۳: استفاده از تابلوها و هشدارها جهت اعلام عدم خرابکاری ساکنین یا سایر افراد

ضمانت اجراهای قانونی در اصول عملی طراحی بدون جرم:

امروزه وقتی از ضمانت اجراها سخن به میان می آید در کنار آن نام دولت به عنوان مجری این ضمانت اجراها به چشم می خورد. دولت ها می توانند در راه بهبودی معماری و ارتقاء آن در جهت کاهش جرم، اقدامات و تدابیر عملی و مفیدی را اعمال نمایند. البته دولت ها در اجرای این سیاست ها باید به مشکلاتی که در سر راهشان است توجه کنند. این مشکلات را می توان به سه دسته تقسیم بندی کرد:

۱: مربوط به آموزش معماران درباره کنترل جرم به عنوان یک رشته علمی است. معماران چندان توجهی صرف جرم نمی کنند بلکه بیشتر بر زیبایی، کارآیی و امور سنتی طراحی تکیه دارند

۲: مشکل بعد مربوط می شود به متخصصین حقوق. آنها هنگام بررسی جرایم صرفا به جبران خسارت حقوقی می اندیشند و کمتر به پیشگیری های محیطی توجه می کنند.

۳: استفاده از معماری معمولا پرهزینه می باشد.

در مورد نقش دولت در معماری و شهرسازی با توجه به وضعیت اقتصادی باید گفت که اشخاص گاهی استطاعت مالی جهت انجام امور فنی مطابق اصول جرم شناسی ندارند، در این خصوص دولت باید وارد عمل گردد و بودجه ای را به این امر اختصاص دهد، درواقع این بودجه به مصلحت کشور می باشد چرا که با کاهش وقوع جرم دولت نیز منتفع خواهد شد.

نتیجه گیری:

وقوع جرم، علاوه بر بزهکار و بزه دیده، به مکان وقوع جرم نیز نیاز دارد.جرایم در مکان رخ میدهند، از این رو این اندیشه به ذهن خطور می کند که اتخاذ تدابیر پیشگیری از جرم در خصوص محیط نیز ضروری می باشد. همانطور که می دانیم مجرمین معمولا در انتخاب هدف مجرمانه خود تصمیمی عاقلانه گرفته و برای این کار نوع جرم، زمان، جاذبه ها و امکانات مکان را برای ارتکاب عمل مجرمانه در نظر می گیرد.

بنابراین از آنجا که عوامل محیطی باعث ایجاد انگیزه، رغبت، کشش و قصد مجرمانه در فرد می شوند، طراحی صحیح معماری جهت پیشگیری از جرم، یکی از راه حل های  ضروری در امر پیشگیری از جرم می باشد.

Article source: http://www.hoghooghdanan.com/jorm/2320-cpted.html

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code