آثار مینیاتور خلق شده در مکتب تبریز در کاخ صاحبقرانیه

نوشته شده در موضوع خرید اینترنتی در ۰۳ فروردین ۱۳۹۶

در موزه ها آثار بر اساس تاریخ و یا نوع هنر آنها دسته بندی می شوند و کم نیستند انواع هنرموجود در موزه ها که هرکدام مخاطب خاص خود را دارد. شاخص ترین هنرهای ایران از صدها سال پیش هنر مینیاتور بوده و هست که در این زمینه آثاری در کاخ موزه صاحبقرانیه از هنرمندان پرورش یافته مکتب تبریز و از شاگردان استاد بهزاد چون عباس جلالی سوسن آبادی و روحانی قابل بازدید و توجه هنردوستان می باشد و در زمینه مینیاتور و مکتب تبریز اطلاعاتی مختصر جهت مطالعه علاقه مندان به این هنر مهیا شده است.

 

“عباس جلالی سوسن آبادی”

سال تولد ۱۳۱۳

سال فوت ۱۳۸۳

عباس جلالی سوسن آبادی در سال ۱۳۱۳ در روستای سوسن آباد از توابع اراک متولد شد .۵ سالگی به تهران آمد و از کودکی به فراگیری نگار گری و نقاشی نزد استاد فروزنده مشغول شد سپس به واسطه ذوق و قریحه ای که داشت به کلاسهای استاد الطافی راه یافت و ۱۲ سال شاگردی او را کرد .

او از سال ۱۳۳۵ در کارگاه مینیاتور وزارت فرهنگ و هنر وقت مشغول به طراحی مینیاتور شد پس از آن زیر نظر دفتر فرهنگ و پژوهش آفرینش های هنرهای سنتی ،شاگردان زیادی تربیت کرد .

جلالی از سال ۱۳۵۰ به امریکا رفت و و فعالیت های هنری خود را از سر گرفت . تاکنون آثار بسیار نفیسی از او در نمایشگاه های خارج از ایران به نمایش در آمده است .او در سوم تیر ماه سال ۱۳۸۳ در ایالت متحده چشم از جهان فرو بست .

او در نقطه پردازی چنان مهارت و پیشرفتی از خود نشان میدهد که در مدت کوتاهی به شاگردی استاد بزرگ و شهیر نگار گری آن زمان حسین بهزاد در می آید. اما دوران این شاگردی بسیار اندک بوده است، زیرا سوسن آبادی در همان هنگام نیز در جستجوی راه و روش جدیدی ازنگار گری بوده و قالب تنگ و محدود و تکراری هنر نگارگری، روح در پروازوطبع آزاد او را راضی نمی کرد اما سوسن آبادی از استاد حسین بهزاد می آموزد که  لزوم طراحی برای مهارت و کسب قدرت به درجه ای است که بتوان فی البداهه فکری را روی تابلو اصلی پیاده کرد.

 

“مینیاتور، هنر اصیل ایرانی”

واژه مینیاتورکه مخفف شده کلمه فرانسوی ” Minimum Natural ” بوده و در لغت به معنی طبیعت کوچک و ظریف می باشد،حدودا از دوره قاجاریه وارد زبان فارسی شده است و در ایران برای شناسایی نوعی نقش هایی که دارای سابقه و قدمتی بسیار طولانی است به کار می رود.

این هنر به اعتقاد اکثر محققان در ایران تولد یافته، بعد به چین راه برده و از دوره مغولها به صورتی تقریبا تکمیل تر به ایران برگشته اما به اعتقاد برخی دیگر از پژوهشگران ،شخصی به نام غیاث الدین هنر مینیاتور را از چین به ایران آورد و مینیاتور چینی در ایران تکامل یافت.

در نقاشی های مینیاتور ،تصاویر شباهتی با عالم واقعی ندارند. حجم و سایه روشن به کار برده نمی شود و قوانین مناظر رعایت نمی شود.در تصاویر مینیاتوری مناظر نزدیک در قسمت پایین نقاشی و مناظر دور در قسمت بالای آن  به تصویر در می آیند.تمام چهره ها به صورت سه رخ دیده می شوند و حدود آن از بناگوش تا حدقه چشم مقابل است.البته در این خصوص گاهی نیز چهره ها به صورت نیم رخ و به ندرت از پشت سر تصویر شده است.

زیربنای مینیاتور،طراحی است و قدرت قلم طراح در انتقال مفاهیم ذهنی بر روی کاغذ می تواند دریافت انرژی و ارزشهای آن داشته باشد. سیاه قلم یکی از انواع مینیاتور است. ویژگی این نوع مینیاتور در مقایسه با دیگر انواع نگاره ها که تنوع بیشتری دارند در گونه دیگری از مینیاتور های ساده که به قلم رنگی موسوم است،قسمت هایی از طرح با رنگ های متنوع آراسته می شود.نقوش تمثیلی پرندگان و حیوانات گوناگون به همراه طرح های شاخ و گل و برگ و خطوط اسلیمی و ختایی بخش مهمی از مینیاتور را تشکیل می دهد که “تذهیب تشعیر” نام دارد و معمولا اطراف نگاره ها با آن تزیین می شود.

 مینیاتور ایرانی در واقع نقاشی ایرانی پیش از ظهور اسلام است که با عرفان و تفکرات اسلامی ادغام گردید و راهی شد برای ظهور جلوه های الهی. آثار مینیاتور نفیسی در دوره عباسیان خلق شد که متاسفانه بخش عظیمی از این آثار در طی حملات مغول در طی سده های هفتم و هشتم از بین رفت.در دوره صفویه به سبب وجود مرکزیت حکومت در اصفهان و حمایت همه جانبه از هنرمندان، نقاشان، نگارگران یک دوره طولانی را در مکتب خاص نقاشی اصفهان پدید آورده که یکی از افتخارات سیر تاریخی نقاشی ایران است.

دوران صفویه، آغاز فصل تازه ای در تاریخ مینیاتور ایران به حساب آمد.در این دوره هنرمندانی همچون رضا عباسی و محمدیوسف مصور با خلق آثار بی بدیل و منحصر به فرد این هنر را به اعتلاء رساندند. در این دوره هنرمندان با به کار بردن عنصر پرسپکتیو در آثار نقاشی ایرانی و نگارگری در این هنر آثار ارزنده ای ارائه نمودند. همچنین قلم گیری های خاص از ویژگیهای نقاشی ایرانی این هنرمندان بوده که ارزشهای تصویری این هنر را به وضوح تبیین می کند.البته شایان ذکر است که نبوغ هنرمندان ایرانی در این هنر همچنان در دوره های زندیه،افشاریه،قاجاریه تدام یافته و در دوره قاجار علاوه بر مکتب اصفهان عصر صفوی، به واسطه مهاجرت‌هایی که هنرمندان نقاش ایرانی به سایر کشورها داشتند، بزرگانی همچون کمال‌الملک هنر استفاده از رنگ و روغن را به نقاشی ایرانی و نگارگری افزودند که نتیجه آن نقاشی قهوه‌خانه رنگ و روغن بود.

مینیاتورهای امروز ایران،همان نقاشی کلاسیک اروپا ( سبک امپرسیونیسم  و به دنبال آن شیوه های مدرن نقاشی اروپایی ) است. هرچند گروهی نوشته اند که به هنگام ظهور اسلام،ایرانیان در هنر نقاشی دارای سنتی کهن بوده اند.

 

“مکتب تبریز”

مکتب تبریز جزء اولین مکتب های نگارگری ایرانی است که در تبریز پایه گذاری شده است وبه همین دلیل است که آن را مکتب تبریز نامیده اند. در ابتدا این مکتب مصادف با حکومت ایلخانان مغول بود که مرکز خود را تبریز قرار دادند تا اینکه در دوران صفویه همزمان با نقل و انتقال هنرمندان به تبریز،شاه اسماعیل صفوی با تشکیل یک دولت واحد در ایران امکان تلفیق مهمترین سبک های نگارگری پیشین را فراهم ساخت. در کارگاه جدید تبریز و تحت حمایت شاه طهماسب اول صفوی بود که نگارگری ایرانی کامل ترین جلوه هایش را نشان داد.

مکتب نگارگری تبریز شامل دو دوره مکتب تبریز اول یا مکتب مغول( قرن۷و۸ ه.ق) و مکتب تبریز دوم یا مکتب تبریز جدید یا مکتب صفوی یا مکتب اصفهان می باشد. مکتب تبریز در دوره ایلخانان بیشتر با عنوان سبک مغولی و گاه با سبک رشیدیه معرفی شده است.

ویژگی های مکتب تبریز اول:

از ویژگی های مکتب تبریز اول چهره ها، نحوه نمایش طبیعت مثل ترسیم تنه پیچیده و گره دار درختان  و صخره های تیز، دشت های بریده، ابرهای مواج، مراعات نسبت های،دقت در رسم گیاهان و اعضای بدن حیوانات،تمرکز و جنبش بیشتر در نمایش صحنه ها به جای آرامش و سکون موجود در نقاشی سنتی ایرانی می باشد.

آثار مکتب تبریز اول:

از آثار این مکتب می توان به منافع الحیوان ابن بختیشوع (۶۰۵ ه.ق)، شاهنامه دموت ابوسعیدی(۷۳۷-۷۳۱ ه.ق) که در این شاهنامه،نگاره ها توسط چند نقاش اجرا شده  و هم اکنون تنها چند تصویر پراکنده از آن باقی است و این شاهنامه را می توان نقطه اوج پیشرفت نقاشی عهد ایلخانی دانست،نام برد.

همچنین تصاویر یک نسخه مصور کلیله و دمنه نمونه دیگری از آثارمکتب تبریز است که در آن عناصر منظره طبیعی تنوع قابل ملاحظه ای یافته اند.

هنرمندان دوره مکتب تبریز اول:

از نگارگران این دوره می توان از احمد موسی،امیر دولتیار،مولانا ولی الله و محمدعلی توسی کاتب نام برد.

“مکتب تبریز دوم یا مکتب صفوی یا اصفهان”

در زمان حکومت صفوی، شاه اسماعیل در سال (۹۰۶ ه.ق) پس از شکست دادن  “آق قویونلوها” تبریز را به پایتختی برگزید، کتابخانه سلطنتی “آق قویونلوها”را در اختیار گرفت و هنرمندانی که در کتابخانه کار می کردند  به خدمت او درآمدند و به ادامه کار هنری که در دست داشتند،پرداختند.

یکی از هنرمندان برجسته مکتب ترکمان تبریز “سلطان محمد تبریزی” بود که به خدمت شاه اسماعیل درآمد و از این زمان به بعد یکی از پایه های محکم مکتب جدیدالتاسیس تبریز دوره صفوی(مکتب تبریز دوم) بود. 

شاه اسماعیل در سال (۹۱۶ ه.ق) به هرات حمله برد و آن جا را به تصرف خود درآورد و سنت و دستآوردهای غنی مکتب هرات دوره تیموری را به ارث برد و بعضی از آثار نفیس و کتب ارزشمند مکتب هرات را به تبریز منتقل کرد.

 ویژگی های مکتب دوم یا  مکتب صفوی یا اصفهان:

از ویژگی های مکتب تبریز دوران صفوی اعتلای هنرنگارگری ایران است چراکه تمام دستآوردهای دوران پیشین در این مکتب قوام یافت و هنری درحد عالی و فوق العاده ظریف را بوجود آورد. استفاده از رنگهای به غایت درخشان، پرمایه، متنوع، پرداخت دقیق به جزئیات، توجه به موضوعات درباری، صحنه های پرتحرک، منظره های طبیعی برخی از ویژگی های این مکتب است. ایجاد ترکیب بندی های چند وجهی، استفاده از کمپوزسیون اسپیرال، تزئینات البسه با نقوش گل و پرنده، فضاسازی چند زمانی،شکست کادر(بیرون زدگی بخشی از نگاره از کادر) از دیگر خصوصیات بارز مکتب تبریز دوم است. یکی دیگر از شاخصه های نگارگری این دوران،استفاده از لباس مد روز است.مثلا در نگاره ها، مردان کلاهی به سر دارند که به “کلاه قزل باش” معروف است.این کلاه ، دستآری سفید است که به نشان دوازده امام، دوازده دور پیچیده شده و در نوک آن میله قرمز کوچکی دیده می شود.

 آثار مکتب تبریز دوم:

یکی از آثار معروف این دوره و شاید مهمترین و مشهورترین اثر مکتب تبریز دوم”شاهنامه بزرگ طهماسبی” است که این نسخه بی نظیر در قطع سلطانی طبع گردیده  و دارای ۲۵۸ تصویر یا نگاره به شیوه مکتب تبریزاست. 

لازم به ذکر است که این شاهنامه در دوران” بهزاد” در تبریز اجرا شد.از دیگر کتب این دوران می توان به خمسه نظامی، دیوان حافظ سام میرزا و دیوان میرعلی شیرنوایی اشاره کرد.

 هنرمندان مکتب تبریز دوم:

ازجمله هنرمندان معروف این مکتب، استاد “کمال الدین بهزاد” بود.وی که از هنرمندان مکتب هرات است در زمان طهماسب میرزا به همراه او به تبریز آمد و در زمان شاه اسماعیل در سال (۹۲۸ ه.ق) ریاست کتابخانه سلطنتی را به عهده گرفته و شهرت بهزاد،هنرمندان پس از خود را تحت تاثیر قرار داد و بسیاری، آثار خود را با نام و امضای او ارائه می دادند.

اکثر هنرمندان مکتب تبریز دوم شاگرد بهزاد بوده اند.برخی از مهمترین این هنرمندان عبارتند از:

میر مصور، میرسیدعلی، آقامیرک، مظفرعلی، دوست محمد، عبدالصمد، میرزا علی، سلطان محمد،عبدالعزیز، شیخ محمد و محمد هروی.

 

 

گردآوری: مریم شریفی، شیما عبدالله بیکی، سهیلا امیری، زهرا کرامت

Article source: http://www.niavaranmu.ir/detail/1183

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code